دوستی، ثمره نهایی عشق است!

"دوستی" ثمره نهایی "عشق" است.

عشق به دلیل وجود احساسات و هیجانات در آن، به گونه ای زمینی است، ولی دوستی، پاک و خالص و روحانی است. در صورتی که عشق در مسیر درست پیشرفت کند تبدیل به دوستی می شود ولی اگر در مسیر اشتباه پیش رود تبدیل به کینه و دشمنی خواهد شد.

عشق در واقع یک دو راهی است. در صورتی که عاشق کسی باشید دو حالت ممکن است اتفاق بیفتد؛ یا تبدیل به دوستانی خوب می شوید و یا عاقبت عشقتان به دشمنی می انجامد.

 

میلیونها نفر از عاشقان کارشان به کینه و دشمنی می انجامد، زیرا آنها نمی دانند چگونه عشق را تبدیل به دوستی کنند. تبدیل شدن عشق به دشمنی و کینه بسیار ساده است، در واقع نوعی سقوط است، و افتادن به پایین همیشه آسان است. تبدیل کردن عشق به دوستی، تعالی و صعود است، و بالا رفتن همیشه مشکل است.

حسادت، احساس مالکیت و احساس چسبیدن به دیگران باید کاملاً از بین برود. تمامی وابستگی ها باید ناپدید شود. دوستی نیاز به ایثاری عظیم دارد. در صورتی که تمام وزنه های فوق انداخته شود، عشق پاک و خالص می شود. در این صورت نه تنها عشق، دوستی می آورد، بلکه باعث رهایی نیز خواهد شد.

دوستی پدیده ای است روحانی. در جهان کنونی یکی از چیزهایی که در حال ناپدید شدن است دوستی است. در حقیقت انسان مدرن توانایی درک دوستی را ندارد. دوستی برای او پدیده ای است ناشناخته. ما داستان های کهن را درباره دوستی میخوانیم ولی تصور می کنیم آنها فقط افسانه هستند و واقعیت ندارد. فکر می کنیم این داستان ها نمی توانند در واقعیت اتفاق بیفتند زیرا در زندگی امروز هرگز اتفاق نمی افتند. در زندگی امروزی عشق شور شده است، عشق تلخ شده است، عشق مسموم شده است. ما فراموش کرده ایم چگونه میتوان شهدی شیرین از عشق ساخت.

عشق بزرگترین گنجینه های موجود در هستی را در خود دارد ولی لازم است تصفیه شود. در صورتی که ان را تصفیه نکنید بسیار خطرناک است، حتی ممکن است باعث نابودی شما گردد. 

در صورتی که عشق تبدیل به گلی زیبا نشود، به بیماری مهلکی تبدیل خواهد شد. عشق همانند بازی کردن با آتش است و به همین دلیل بسیاری تصمیم گرفته اند حتی به دنیای عشق قدم نیز نگذارند. انها می ترسند و به نوعی هم حق دارند که بترسند، زیرا نود و نه درصد از تجربیات عشقی، پایانی تلخ داشته اند. در صورتی که هنر عشق ورزیدن به درستی درک شود این گونه نخواهد بود. در صورتی که علفهای هرز را در عشق حرس کنید و تنها گلهای زیبا باقی بمانند، آن را تصفیه کرده اید و عشق تبدیل به دوستی شده است. به عبارتی می توان "عشق تصفیه شده" را "دوستی" نامید و به عبارتی دیگر می توان آن را "نیایش" خواند، زیرا فردی که درک کرده است دوستی چیست می تواند با کل هستی دوست و همراه باشد.

 

در صورتی که بتوانید با یک نفر دوست باشید، هنر دوستی را درک کرده اید و خواهید توانست با هستی دوستی کنید، و "نیایش" نیز چیزی نیست مگر احساس دوستی با هستی.

سیر و سلوک واقعی پدید آوردن نوعی تحول در انسان امروزی است به طوری که پر از عشق، دوستی، اعتماد و حس نیایش شود.

اوشو

مطالب مرتبط :

 عشق چیست؟

  عشق رقص زندگی است.

 آیا می شود اندوه را جشن گرفت؟ 

/ 3 نظر / 59 بازدید
مهسا

چه کسی می گوید جاذبه رو به زمین است ؟؟؟ من کسانی را دیدم که فارغ از هر کششی رفته اند تا بالا ، تا اوج … آری ؛ جاذبه رو به خداست !!!

پریا

سلام شهرزاد جون.[ماچ]هنوز این پستتو نخوندم اما اومدم تشکر کنم برای فایلای صوتی عالی که گذاشتی.واقعا فوق العادن[قلب][قلب] ایشالا سر فرصت برات فایل و آهنگ میفرستم که تو قسمت فایلای صوتی وبت قرار بدی[لبخند][گل]

رضا

شهرزاد عزیز آنچه عشق و دوستی را پایدار میکنه به نظر من رهاشدن از کنترلگری است. یعنی سعی نکنیم کسی را تغییر دهیم و او را هرطور که هست با همه خصوصیاتش با تمام وجود بپذیریم. تا زمانی که در مقابل او مقاومت میکنیم به عشق اجازه شکوفایی نمیدیم. یک چیز دیگه هم که در مورد عشق و رابطه مشترک وجود داره اینه که بیشتر آدما میگن من ناقصم یکی دیگه را پیدا میکنم تا کامل بشم. بعد به هم میرسن و نمیتونن کامل بشن و فکر میکنن انتخاب اشتباهی کردن. من فکر میکنم یک عشق و دوستی خوب ثمره پیوند دو دل کامل و رشد یافته است. در این صورت هیچکدوم از اونا منتظر نیستن تا دیگری چیزی را که خودش نداره بهشون بدن و همدیگه را برای همیشه همونطوری که هستن قبول میکنن. با وجود این حرفها رابطه صمیمانه دو انسان خیلی پیچیده است و هر لحظه اون فرصتیه واسه خودشناسی بیشتر و تعمق در دنیای درون. مرسی به خاطر این نوشته جدید. شاد باشی.